محمد على مجاهدى

608

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

جبرئيل آن روز در بهت تماشا ، ديده بود * روح ابراهيم ، عيسى ، هود روى نيزه‌ها اى معمّاى پريدنهاى دور از دست ! چيست * راز آن پرواز نامحدود روى نيزه‌ها ؟ تا ننوشى جرعه‌اى از آن همه آيينگى * راه او را كى توان پيمود روى نيزه‌ها ؟ 52 . شهريار ، محمد حسين استاد محمد حسين شهريار فرزند حاج ميرزا آقا خشكنابى در سال 1285 ه . ش در تبريز به دنيا آمد و پس از 60 سال قدم زدن در قلمرو شعر و ادب و آفرينش آثار ماندگار سرانجام در سن 82 سالگى و به سال 1367 در بيمارستان مهر تهران بدرود حيات گفت و پيكر بىجانش پس از انتقال به تبريز ، در مقبرة الشعراى اين شهر به خاك سپرده شد . شهريار علوم مقدماتى و دوره اوّل متوسطه و زبان فرانسه را در زادگاه خود فرا گرفت و پس از فرا گرفتن ادبيات عرب در مدرسه طالبيّهء تبريز ، در سال 1339 رهسپار تهران شد و در مدرسهء دار الفنون به تكميل تحصيلات دورهء متوسطه پرداخت و سپس در رشته طب به تحصيل پرداخت ولى به خاطر دلدادگىها نتوانست به تحصيلات خود در اين رشته ادامه دهد و ناگزير شد براى امرار معاش به استخدام دولت درآيد و از سال 1310 ه . ش در ادارهء ثبت اسناد و بعد در شهردارى و بهدارى تهران سرگرم خدمت شد و سرانجام به بانك كشاورزى منتقل شد . مثنوى ( روح پروانه ) نخستين منظومهء شهريار بود كه توجّه صاحبنظران و محافل ادبى را به جانب خود معطوف ساخت و بخشى از اشعار او در سال 1310 و دوباره با مقدمهء ملك الشعراى بهار و سعيد نفيسى چاپ و منتشر شد . ملك الشعراى بهار در مقدمهء كتاب ( صداى خدا ) نوشت : شهريار نه تنها افتخار ايران ، بلكه افتخار شرق است . شهريار پس از سال‌ها دورى به زادگاه خود برگشت و مدتى نيز در دانشكده ادبيات تبريز به تدريس پرداخت و در همان زمان بزرگ‌ترين اثر ادبى خود را به زبان آذرى آفريد كه